printlogo


کد خبر: 77802تاریخ: 1398/1/27 06:00
برخورداری از فضل خدا، با ایمان و عمل صالح
هر روز یک ایه از کلام وحی
برخورداری از فضل خدا، با ایمان و عمل صالح
فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ ﴿نساء/۱۷۳﴾ اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پاداششان را به طور کامل می دهد، و از فضل و احسانش بر آنان می افزاید

برخورداری از فضل خدا، با ایمان و عمل صالح
فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ ﴿نساء/۱۷۳﴾
اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پاداششان را به طور کامل می دهد، و از فضل و احسانش بر آنان می افزاید

امیرالمؤمنین على (علیه السّلام)
ایمان هیچ کس کامل نمی شود مگر هر که را خدا دوست دارد دوست داشته باشد و آن که را خدا دشمن دارد دشمن داشته باشد.
شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید)ج1، ص51
تفسیر روشن
مى‏فرماید: پس آنانکه خودشان را امن داده و از عصیان و مخالفت با خداوند متعال پرهیز کرده، و از جهت ظاهر هم أعمال صالح و نیکو انجام دادند: البتّه در مورد لطف و رحمت خداوند قرار گرفته، و خدا مزدهاى إیمان و أعمال آنانرا داده، و إضافه بر مزد، بموجب حسن نیّت و صفاى باطن از فضل و لطف خود براى آنها افزونى خواهد داد.
و در اینجا ایمان در مقابل استکبار بوده، و عمل صالح در مقابل استنکاف باشد، زیرا با گرایش بخدا و خود را در امن قرار دادن: عنوان گردنکشى و خودبینى و خودپرستى از میان برداشته شده، و مفاهیم خضوع و تذلّل و وابستگى و تسلیم شدن محقّق مى‏گردد.
و با انجام دادن أعمال صالح و اطاعت از اوامر و نواهى و دستورهاى الهى عنوان انحراف و خوددارى و عصیان برطرف خواهد شد.
کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل(امام خمینی- ره-)
فصل اوّل (مقصود از ایمان)
‏‏بدان که ایمان غیر از علم و ادراک است؛ زیرا که علم و ادراک، حظّ عقل‏‎ ‎‏است و ایمان حظّ قلب است.‏
‏‏انسان به مجرَّد آن که علم پیدا کند به خدا و ملائکه و پیغمبران و یوم القیامه،‏‎ ‎‏او را نتوان مومن گفت؛ چنانچه ابلیس تمام این امور را علماً و ادراکاً می دانست و‏‎ ‎‏حق تعالی او را کافر خواند.‏‎( اشاره است به این آیۀ شریفه: «ابَی وَ استَکبَرَ وَ کَانَ مِنَ الکَافِرِینَ» ابلیس از سجده کردن امتناع  ورزید، و تکبّر کرد و از کافران بود.  (بقره / 34).
‏‏چه بسا باشد فیلسوفی به برهانهای فلسفی، شعَب توحید و مراتب آن را‏ ‎‏مُبرهن کند و خود، مومن باللّه نباشد؛ زیرا که علمش از مرتبۀ عقل و کلیّت و‏‎ ‎‏تعقّل، به مرتبۀ قلب و جزئیّت و وجدان نرسیده باشد.‏
‏‏برای نزدیک کردن مقصود به فهم، مثالی یاد کنیم:‏
‏‏ما به حسب برهان و ادراک عقلی، همه می دانیم که مردگان به انسان‏‎ ‎‏نمی توانند آزاری دهند، و همۀ مرده های عالم به قدر مگسی حرکت ندارند، و‏‎ ‎‏می دانیم که در تاریکی، مردگان زنده نمی شوند؛ با این وصف، در شب تاریک از‏‎ ‎‏مردگان وحشت داریم، و وهم ما غلبه بر عقل می کند. برای آن است که به این‏‎ ‎‏حقیقت عقلیّه، قلب ایمان نیاورده و این ادراک عقلی به قلب نرسیده. ولی آنها که‏‎ ‎‏با تکرّر عمل و کثرت اقدام و زیادت مراودت در شبهای تار در قبرستانها، این‏‎ ‎‏مطلب علمی را به قلب رساندند، از مردگان وحشت نکنند؛ بلکه در قبرستانها‏‎ ‎‏منزل کنند، و با وادی خاموشان مانوس شوند.‏
‏‏دستۀ اوّل و دوم، در علم به اینکه از مردگان به کسی آزار نرسد شریک‏‎ ‎‏بودند، ولی در ایمان به این مطلب با هم مختلف بودند. از این جهت، علم آنها در‏‎ ‎‏آنها اثری نکرد، ولی ایمان دستۀ دوم آنها را از وحشت خیالی موهوم بیرون‏‎ ‎‏آورد.‏
‏‏پس معلوم شد ‏‏که علم غیر از ایمان است و این مطلب به حسب لغت نیز‏‎ ‎‏مناسب با معنی ایمان است؛ زیرا که ایمان در لغت به معنی وثوق و تصدیق‏ و‏‎ ‎‏اطمینان‏ و انقیاد و خضوع‏ است در فارسی به معنی گرویدن است‏. و پر‏‎ ‎ ‎‏واضح است که گرویدن غیر از علم و ادراک است.‏
‏‎ ..................................................................................................

اى سبزتر از شعر بهاران! مولا!
بى روى تو افسرده چو چوبیم بیا


لینک مطلب: http://tamin.ir/News/Item/77802/16/77802.html