شناسه خبر: 82154
تاریخ انتشار:۱۳۹۸ سه شنبه ۲۵ تير، ساعت 08:33
أَمَّا السَّفِینَةُ فَکَانَتْ لِمَسَاکِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِیبَهَا وَکَانَ وَرَاءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَةٍ غَصْبًا (کهف/79) اما کشتى از آن بینوایانى بود که در دریا کار میکردند خواستم آن را معیوب کنم (چرا که) پیشاپیش آنان پادشاهى بود که هر کشتى (درستى) را به زور مى‏ گرفت.

توجه پیامبران (علیهم السلام) به زحمتکشان جامعه
أَمَّا السَّفِینَةُ فَکَانَتْ لِمَسَاکِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِیبَهَا وَکَانَ وَرَاءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَةٍ غَصْبًا (کهف/79)
اما کشتى از آن بینوایانى بود که در دریا کار میکردند خواستم آن را معیوب کنم (چرا که) پیشاپیش آنان پادشاهى بود که هر کشتى (درستى) را به زور مى‏ گرفت.

امام جعفر صادق (علیه السّلام) :
کسی که خود را برای روزی خانواده اش به زحمت می اندازد و کار می کند مانند رزمنده ایست که در راه خدا می جنگد
کافی (ط-الاسلامیه) ج 5 ، ص 88 ، ح 1
تفسیر نمونه
اسرار درونى این حوادث.
بعد از آنکه فراق و جدایى موسى و خضر مسلم شد، لازم بود این استاد الهى اسرار کارهاى خود را که موسى تاب تحمل آن را نداشت بازگو کند، و در واقع بهره موسى از مصاحبت او فهم راز این سه حادثه عجیب بود که مى‏توانست کلیدى باشد براى مسائل بسیار، و پاسخى براى پرسشهاى گوناگون.
نخست از داستان کشتى شروع کرد و گفت:" اما کشتى به گروهى مستمند تعلق داشت که با آن در دریا کار مى‏کردند، من خواستم آن را معیوب کنم زیرا مى‏دانستم در پشت سر آنها پادشاهى ستمگر است که هر کشتى سالمى را از روى غصب مى‏گیرد" (أَمَّا السَّفِینَةُ فَکانَتْ لِمَساکِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِیبَها وَ کانَ وَراءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَةٍ غَصْباً).
و به این ترتیب در پشت چهره ظاهرى زننده سوراخ کردن کشتى، هدف                        تفسیر نمونه، ج‏12، ص: 501
مهمى که همان نجات آن از چنگال یک پادشاه غاصب بوده است، وجود داشته، چرا که او هرگز کشتیهاى آسیب دیده را مناسب کار خود نمى‏دید و از آن چشم مى‏پوشید، خلاصه این کار در مسیر حفظ منافع گروهى مستمند بود و باید انجام مى‏شد.
کلمه" وراء" (پشت سر) مسلما در اینجا جنبه مکانى ندارد بلکه کنایه از این است که آنها بدون اینکه توجه داشته باشند گرفتار چنگال چنین ظالمى مى‏شدند، و از آنجا که انسان حوادث پشت سر خود را نمى‏بیند این تعبیر در اینجا به کار رفته است.
بعلاوه هنگامى که انسان از طرف فرد یا گروهى تحت فشار واقع مى‏شود تعبیر به پشت سر مى‏کند، مثلا مى‏گوید طلبکاران پشت سر منند، و مرا رها نمى‏کنند، در آیه 16 سوره ابراهیم مى‏خوانیم مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ یُسْقى‏ مِنْ ماءٍ صَدِیدٍ گویى جهنم این گنهکاران را تعقیب مى‏کند که از آن تعبیر به" وراء" شده است «1».
ضمنا از تعبیر" مساکین" (مسکینها) در این مورد استفاده مى‏شود که مسکین کسى نیست که مطلقا مالک چیزى نباشد، بلکه به کسانى نیز گفته مى‏شود که داراى مال و ثروتى هستند ولى جوابگوى نیازهاى آنها نمى‏باشد.
این احتمال نیز وجود دارد که اطلاق مسکین بر آنها نه از نظر فقر مالى بوده است بلکه از نظر فقر قدرت بوده، و این تعبیر در زبان عرب وجود دارد، و با ریشه اصلى لغت مسکین که سکون و ضعف و ناتوانى است نیز سازگار است.
در نهج البلاغه مى‏خوانیم مسکین ابن آدم ... تؤلمه البقة و تقتله الشرقة و تنتنه العرقة:" بیچاره فرزند آدم! ... پشه‏اى او را آزار مى‏دهد، مختصرى آب او را گلوگیر مى‏شود، و عرق او را متعفن مى‏سازد" « نهج البلاغه کلمات قصار جمله 419.».
............................................
هزار بار نوشتی بیا بیا دیر است
هزار بار نوشتم که پای دل گیر است
شکست نیم نگاهت سکوت آینه را
نگاه کردن تو انتشار تصویر است
هزار بار برایت سروده‌ام، اما
غزل برای تو تنگ است، دست و پاگیر است
غروب فرصت خوبی برای دیدن بود
دریغ چشم تو از این کرانه‌ها سیر است
تو با دعای توسل گذشتی از پاییز
به استخاره نشستیم ما، دگر دیر است
نه من، نه تو، نه غزل، هیچ کس مقصر نیست
گناه زردی ما روی دوش تقدیر است

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0
captcha