شناسه خبر: 80731
تاریخ انتشار:۱۳۹۸ سه شنبه ۲۸ خرداد، ساعت 06:00
هر روز یک ایه از کلام وحی

اعتدال و میانه روی در آفرینش موجودات

إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ﴿قمر/۴۹﴾ ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم.

اعتدال و میانه روی در آفرینش موجودات
إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ﴿قمر/۴۹﴾
ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم.

امام صادق ( علیه السّلام) :
کسی که دنیای خود را به خاطر آخرت ترک کند، از ما نیست و آن که آخرت خویش را برای دنیا نادیده بگیرد، با ما وابستگی ندارد. (وسایل الشیعه، ج 12، ص49)

تفسیر اثنا عشری
(خداوند در) بیان عدل ذات یگانه خود را فرماید:
إِنَّا کُلَّ شَیْ‏ءٍ: بدرستى که هر چیز را، خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ: آفریدیم آن را در دنیا و آخرت به اندازه خود، یعنى به مقدار و مرتبه‏اى که لایق باشد او به حسب مقتضى حکمت و بر وفق مصلحت بدون نقص و مزیت در آن مرتبه تا موجب  خلاف حکمت نشود. بنابراین خلق عذاب و تقدیر آن براى مشرکان و اهل عصیان نیز بر قدر استحقاق ایشان خواهد بود تا از دائره حکمت و مقتضاى عدل خارج نشود.
2- هر چیز را خلق فرمودیم بر طریقى که مقدر بود در لوح محفوظ، و حکم ازلى به آن تعلق یافته بود بدون زیاده و کم.
3- «قدر» به معنى اجل، یعنى هر چیزى را آفریده‏ایم به اجل معین مقرر که تقدیم و تأخیر نیابد.
4- ابن عباس گفته قرار دادیم براى هر جنسى و صورتى و هیئتى که موافق و لایق اوست مانند خلق زنان براى مردان، لباس مرد را براى مرد، و لباس زن را براى زن «1»، بنابراین تلبس هر یک خاصه دیگرى خلاف و حرام است و غیره.
5- هر چیزى را آفریدیم بر قدر معلوم مانند زبان براى تکلم و دست براى لمس و پا براى رفتن و چشم براى دیدن و گوش براى شنیدن و معده براى طعام و غیره، که اگر از این زیاده و کم باشد غرضى که به آن متعلق است تمام نشود.
شیخ صدوق رحمه اله فرماید: اعتقاد ما امامیه در مسئله جبر و تفویض، فرمایش حضرت صادق علیه السّلام است: «لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین».
بیان: شیخ مفید رحمه الله فرماید: واسطه بین جبر و تفویض آنست که حق تعالى اقدار فرمود خلق را بر افعال، و متمکن ساخت ایشان را بر اعمال، و بیان فرمود براى ایشان حدود و رسوم را، و نهى فرمود ایشان را از قبایح بزجر و تخویف و وعد و وعید پس نه آنست که خدا چون متمکن ساخت بندگان را به افعال جبر نموده باشد ایشان را به افعال، و تفویض هم ننمود امور را به ایشان، زیرا بیان فرمود براى آنها حدود و رسوم را از امور معاصى و منکرات و نهى فرمود آنها را از شنایع و مقبحات و امر فرمود به محسنات امور، و بندگان مختارند در افعال اینست فصل بین جبر و تفویض .
......................................
بدون چشم تو آری همیشه ویرانم
به شاخه‌های شکسته به سایه می‌مانم
تو آن سخاوت سبزی که انتظارت را
همیشه پنجره در پنجره پریشانم
به چشم مؤمن مردم گناه من این است
که با تمام وجودم تو را مسلمانم
چگونه بی تو دل من نجات خواهد یافت؟
منی که بی‌نفس تو غریق طوفانم
شبی برای سکوتم ترانه می‌خوابی
و من به یمن صدای تو سبز می‌مانم
فریب آیینه‌ها را نمی‌خورم هرگز
بیا برای رسیدن تو باش پایانم

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0
captcha