شناسه خبر: 70382
تاریخ انتشار:۱۳۹۷ پنج شنبه ۱۵ آذر، ساعت 06:00
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿بقره/۲۱۸﴾ یقیناً کسانی که ایمان آورده، و آنان که هجرت کرده و در راه خدا به جهاد برخاستند، به رحمت خدا امید دارند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

امید مؤمن به لطف پروردگار، هجرت و جهاد است.


إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿بقره/۲۱۸﴾
یقیناً کسانی که ایمان آورده، و آنان که هجرت کرده و در راه خدا به جهاد برخاستند، به رحمت خدا امید دارند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.


امام على علیه السلام:
آیا در حالى که نزد خداوند از متکبّران هستی ، امید دارى که پاداش فروتنان را به تو دهد،و در حالى که در نعمت غوطه ورى و آن را از مستمندان و بیوه زنان دریغ مى دارى ، چشم طمع به ثواب صدقه دهندگان دوخته اى؟  همانا آدمى در برابر کارهایى که پیشاپیش فرستاده است پاداش مى بیند و نزد آنچه فرستاده است مى رود .
( نهج البلاغة ، نامه ۲۱ )
تفسیر المیزان
[سؤال در باره جنگ در ماه حرام و پاسخ آن‏]
" یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِیهِ" این آیه شریفه از قتال در ماه‏هاى حرام منع و مذمت مى‏کند، و مى‏فرماید: این کار جلوگیرى از راه خدا و کفر است، و این را هم مى‏فرماید که با این حال بیرون کردن اهل مسجد الحرام از آنجا جرم بزرگترى است نزد خدا، و بطور کلى فتنه از آدم‏کشى بدتر است.
مى‏خواهد اعلام بدارد این سؤال که آیا جنگ در ماه‏هاى حرام جایز است یا نه؟ به دنبال حادثه‏اى بوده که چنین سؤالى را ایجاب مى‏کرده، و قبلا قتلى البته اشتباها واقع شده بوده. چون در آخر آیات هم مى‏فرماید:" إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا، وَ الَّذِینَ هاجَرُوا، وَ جاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ، أُولئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ، وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ..."، و با جمله خدا غفور و رحیم است مى‏فهماند بعضى از مهاجرین قتلى مرتکب شده، و به ناچار مهاجرت کرده بودند و کفار همین جرم را مایه جنجال قرار داده بودند..
" وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ ..."
یعنى این عملى که مشرکین مرتکب شدند و رسول خدا و مؤمنین به وى را که همان مهاجرین باشند از مکه که زادگاه ایشان بود بیرون کردند، از قتال در مسجد الحرام بزرگتر است، و آزار و شکنجه‏هایى که مشرکین در باره مسلمانان روا داشته، و نیز دعوت به کفرشان از یک قتلى که از سوى مسلمانان رخ داده بزرگتر است، پس مشرکین حق ندارند مؤمنین را ملامت کنند، با اینکه آنچه خود کرده‏اند بزرگتر است از خلافى که مؤمنین را به خاطر آن ملامت مى‏کنند، علاوه بر اینکه آنچه مؤمنین کردند و در شهر حرام یک مشرک را کشتند، به خاطر خدا و به امید رحمت خدا کردند. و خدا هم آمرزگار رحیم است.
" وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ ..."
این جمله تهدیدى است علیه مرتدین، یعنى کسانى که از دین اسلام برگردند، به اینکه اگر چنین کنند عملشان حبط مى‏شود، و تا ابد در آتش خواهند بود.
گفتارى پیرامون حبط
کلمه حبط به معناى باطل شدن عمل، و از تاثیر افتادن آن است، و در قرآن هم جز به عمل نسبت داده نشده، از آن جمله فرموده:" لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ، وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ" « اگر شرک بورزى بطور مسلم عملت حبط مى‏شود و از زیانکاران خواهى بود." سوره زمر آیه 65"».
و نیز فرموده:" إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ، وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ، مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدى‏ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً، وَ سَیُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ، یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ، وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَکُمْ" « به درستى کسانى که کافر شدند و از راه خدا جلوگیرى نموده، با رسول به دشمنى برخاستند، بعد از آنکه راه هدایت بر ایشان روشن شد، بدانند که به خدا هیچ ضررى نمى‏رسانند، و به زودى اعمالشان حبط مى‏شود، اى کسانى که ایمان آورده‏اید شما خدا و رسول را اطاعت کنید، و زنهار که اعمال خود را باطل مکنید." سوره محمد آیه 33"».
و ذیل همین آیه سوره محمد که میان کفار و مؤمنین مقابله انداخته، به آنان فرموده اعمالتان حبط شده، و به اینان مى‏فرماید زنهار مواظب باشید عملتان باطل نگردد، دلالت دارد بر اینکه حبط به معناى بطلان عمل است، هم چنان که از آیه:" وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِیها، وَ باطِلٌ ما کانُوا یَعْمَلُونَ" « آنچه در دنیا کردند بى‏نتیجه شد، و آنچه کردند باطل گشت." سوره هود آیه 16"
» نیز این معنا استفاده مى‏شود و قریب به آن آیه:" وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ، فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً" « و ما به آنچه کردند پرداختیم، و تمامى اعمالشان را به باد فنا دادیم." سوره فرقان آیه 23"» است.
[معنا و آثار حبط اعمال و بیان اینکه مراد از حبط ابطال مطلق اعمال (عبادى و معیشتى) است‏]
و سخن کوتاه اینکه کلمه (حبط) به معناى باطل شدن عمل و از تاثیر افتادن آن است، بعضى گفته‏اند: اصل این کلمه از حبط با حرکت است، یعنى با فتحه حا و با، و حبط به معناى پرخورى حیوان است، بطورى که شکمش باد کند، و گاهى منجر به هلاکتش شود.
و آنچه خداى تعالى در باره اثر حبط بیان کرده باطل شدن اعمال انسان هم در دنیا و هم در آخرت است، پس حبط ارتباطى با اعمال دارد، از جهت اثر آخرتى آنها، آرى ایمان بخدا همانطور که زندگى آخرت را پاکیزه مى‏کند زندگى دنیا را هم پاکیزه مى‏سازد، هم چنان که قرآن کریم فرمود:" مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ" « هر کس چه مرد و چه زن عمل صالحى کند، به شرطى که ایمان داشته باشد، ما او را به حیاتى طیب زنده نموده و اجرشان را طبق بهترین آنچه مى‏کردند مى‏دهیم." سوره نمل آیه 97"».
این بود معناى کلمه حبط، حال ببینیم چگونه اعمال کفار و مخصوصا مرتدین در دنیا و آخرت حبط مى‏شود؟ و ایشان زیانکار مى‏گردند؟ اما زیانکاریشان در دنیا که بسیار روشن است.
و هیچ ابهامى در آن نیست براى اینکه قلب کافر و دلش به امر ثابتى که همان خداى سبحان است بستگى ندارد، تا وقتى به نعمتى مى‏رسد نعمت را از ناحیه او بداند، و خرسند گردد، و چون به مصیبتى مى‏رسد آن را نیز از ناحیه خدا بداند، و دلش تسلى یابد، و نیز در هنگام حاجت دست به درگاه او دراز کند، به خلاف مؤمن که در همه این مراحل زندگى دلش به جایى بستگى دارد.
و خداى تعالى در این مقایسه مى‏فرماید:" أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ، وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ، کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها؟" « آیا کسى که مرده بود ما زنده‏اش کردیم، و نورى برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم زندگى مى‏کند، مثلش مثل کسى است که در ظلمت‏هایى قرار گرفته باشد که بیرون شدن برایش نیست؟." سوره انعام آیه 122"» و مؤمن را در زندگى دنیا نیز داراى نور و حیات خوانده و کافر را مرده و بى‏نور، و نظیر آن آیه:" فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقى‏، وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً، وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى‏" « زندگى کافر و معیشتش در دنیا نیز تنگ و خسته کننده است و در قیامت او را کور محشور مى‏کنیم." سوره طه آیه 127"».
که از راه مقابله مى‏فهمیم زندگى مؤمن و معیشتش فراخ و وسیع و قرین با سعادت است.
و همه این مطالب و علت سعادت و شقاوت را در یک جمله کوتاه جمع کرده و فرموده:
" ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِینَ آمَنُوا، وَ أَنَّ الْکافِرِینَ لا مَوْلى‏ لَهُمْ" « و همه اینها بدان جهت است که خدا سرپرست کسانى است که ایمان آورده‏اند، و اینکه کافران سرپرستى ندارند." سوره محمد آیه 11"».
پس از آنچه گذشت معلوم شد مراد از اعمالى که حبط مى‏شود، مطلق کارهایى است که انسان به منظور تامین سعادت زندگى خود انجام مى‏دهد، نه خصوص اعمال عبادتى، و کارهایى که نیت قربت لازم دارد، و مرتد، آنها را در حال ایمان، و قبل از برگشتن به سوى کفر انجام داده، علاوه بر دلیل گذشته، دلیل دیگرى که مى‏رساند: مراد از عمل، مطلق عمل است، نه تنها عبادت، این است که: دیدید حبط را به کفار و منافقین هم نسبت داده، با اینکه کفار عبادتى ندارند، و در این باره فرموده:" یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ، وَ الَّذِینَ کَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ، ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ، فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ" « اى کسانى که ایمان آورده‏اید اگر خدا راى یارى کنید، یاریتان مى‏کند، و قدمهایتان راى ثابت و استوار مى‏سازد، و کسانى که کافر شدند و اعمالشان ... را گم کرد، چون آنان از آنچه خدا نازل کرده بود کراهت داشتند، و خدا هم اعمالشان راى حبط کرد." سوره محمد آیه 9"».
و نیز مى‏فرماید:" إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ، وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ، وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ، فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ، أُولئِکَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ"« آنهایى که به آیات خدا کفر مى‏ورزند، و پیامبران را مى‏کشند، آنان را هم که مردم را به رعایت عدالت مى‏خوانند به قتل مى‏رسانند، تو ایشان را به عذابى دردناک مژده ده، که اینان همانهایند که اعمالشان در دنیا و آخرت حبط مى‏شود و به هیچ وجه یاورى ندارند." سوره آل عمران آیه 22"» و آیاتى دیگر.پس حاصل آیه مورد بحث مانند سایر آیات حبط این است که کفر و ارتداد باعث آن مى‏شود که عمل از این اثر و خاصیت که در سعادت زندگى دخالتى داشته باشد مى‏افتد، هم چنان که ایمان باعث مى‏شود، به اعمال آدمى حیاتى و جانى مى‏دهد، که به خاطر داشتن آن اثر خود را در سعادت آدمى مى‏دهد، حال اگر کسى باشد که بعد از کفر ایمان بیاورد، باعث شده که به اعمالش که تا کنون حبط بود حیاتى ببخشد، و در نتیجه اعمالش در سعادت او اثر بگذارند، و اگر کسى فرض شود که بعد از ایمان مرتد شده باشد، تمامى اعمالش مى‏میرد، و حبط مى‏شود، و دیگر در سعادت دنیا و آخرت وى اثر نمى‏گذارد، و لیکن هنوز امید آن هست که تا نمرده به اسلام برگردد، و اما اگر با حال ارتداد مرد، حبط او حتمى شده، و شقاوتش قطعى مى‏گردد.
[بى اساس بودن نزاع در اینکه آیا اعمال شخص مرتد تا حین مرگ باقى است یا به محض ارتداد حبط مى‏شود]
از اینجا روشن مى‏شود که بحث و نزاع در اینکه آیا اعمال مرتد تا حین مرگ باقى است و در هنگام مرگ حبط مى‏شود، یا از همان اول ارتداد حبط مى‏شود بحثى است باطل و بیهوده.
توضیح اینکه بعضى قائل شده‏اند، به اینکه اعمالى که مرتد قبل از ارتداد انجام داده، تا دم مرگش باقى است، اگر تا آن لحظه به ایمان خود برنگردد آن وقت حبط مى‏شود، و به این آیه استدلال کرده که مى‏فرماید:" وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ" « و کسى که از شما از دین خود برگردد، و در نتیجه در حال کفر بمیرد اعمالشان در دنیا و آخرت حبط مى‏شود » و چه بسا آیه:" وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً" «سوره فرقان آیه 23"» هم آن را تایید کند، چون این آیه نیز حال کفار در هنگام مرگ را بیان مى‏کند و نتیجه این نظریه آن است که اگر مرتد در دم مرگ به ایمان سابق خود برگردد، صاحب اعمال سابق خود نیز مى‏شود، و دست خالى از دنیا نمى‏رود.
بعضى دیگر قائل شده‏اند به اینکه به محض ارتداد اعمال صالح آدمى باطل مى‏شود، ودیگر بر نمى‏گردد، هر چند که بعد از ارتداد دوباره به ایمان برگردد، بله بعد از ایمان بار دومش مى‏تواند تا دم مرگ اعمال صالحى انجام دهد، و آیه شریفه که قید مرگ را آورده منظورش بیان این جهت است، که تمامى اعمال که تا دم مرگ انجام داده حبط مى‏شود.
و ما گفتیم اصلا جایى براى این بحث نیست، چون اگر در آنچه ما گفتیم دقت کنى متوجه مى‏شوى که آیه شریفه در صدد بیان این معنا است که تمامى اعمال و افعال مرتد از حیث تاثیر در سعادتش باطل مى‏شود.
[بررسى مساله تاثیر اعمال نیک و بد در یکدیگر (احباط و تکفیر)]
در اینجا مساله دیگرى هست که تا حدى ممکن است آن را نتیجه بحث در حبط اعمال دانست، و آن مساله احباط و تکفیر است، و آن عبارت است از اینکه آیا اعمال در یکدیگر اثر متقابل دارند و یکدیگر را باطل مى‏کنند، و یا نه بلکه حسنات حکم خود، و اثر خود را دارند، و سیئات هم حکم خود و اثر خود را دارند، البته این از نظر قرآن مسلم است که حسنات چه بسا مى‏شود که اثر سیئات را از بین مى‏برد، چون قرآن در این باره تصریح دارد.
بعضى از علما قائل به تباطل و تحابط اعمال شده‏اند، و گفته‏اند: اعمال یکدیگر را باطل مى‏سازند، و آن گاه این علما در بین خود اختلاف کرده، بعضى گفته‏اند: هر گناهى حسنه قبل از خود را باطل مى‏کند، و هر حسنه‏اى سیئه قبل از خود را از بین مى‏برد، و لازمه آن حرف آن است که انسان یا تنها حسنه برایش مانده باشد، و یا تنها سیئه.
و بعضى دیگر گفته‏اند: میان حسنات و سیئات موازنه مى‏شود، به این معنا که از حسنات و سیئات هر کدام بیشتر باشد، به مقدار آنکه کمتر است از آنکه بیشتر است کم مى‏شود، تا بقیه بیشتر بدون منافى باقى بماند، و لازمه این دو قول این است که براى هر انسانى از اعمال گذشته‏اش بجز یک قسم نمانده باشد، یا حسنه به تنهایى، و یا سیئه به تنهایى و یا اینکه هر دو با هم مساوى بوده، و تساقط کرده‏اند، و هیچ چیز برایش نمانده باشد.
و این درست نیست، زیرا اولا از ظاهر آیه:" وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ، خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً، عَسَى اللَّهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ، إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ" « و یک دسته دیگرند که به گناهان خود اعتراف کرده، اعمالى صالح و اعمالى طالح را بهم در آمیخته‏اند و امید است خدا از ایشان در گذرد، که خدا آمرزگار مهربان است." سوره توبه آیه 103"» بر مى‏آید که اعمال چه حسنات و چه سیئات، باقى مى‏ماند، و تنها توبه خدا سیئات را از بین مى‏برد، و تحابط به هر معنایى که تصورش کنند با این آیه نمى‏سازد.
و ثانیا خداى تعالى در مساله تاثیر اعمال همان روشى را دارد که عقلا در اجتماع انسانى خود دارند و آن روش مجازات است، که کارهاى نیک را جدا پاداش مى‏دهند، و کارهاى زشت را جداگانه کیفر، مگر در بعضى از گناهان که باعث قطع رابطه مولویت و عبودیت از اصل مى‏شود، که در این موارد تعبیر به حبط عمل مى‏کنند، و آیات در اینکه روش خدا این است بسیار زیاد است، و حاجتى به آوردن آنها نیست.
بعضى دیگر گفته‏اند: نوع اعمال محفوظند، و هر یک از اعمال اثر خود را دارد چه حسنه و چه سیئه.
بله چه بسا مى‏شود که حسنه سیئه را از بین مى‏برد هم چنان که فرمود:" یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً، وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ" « اى کسانى که ایمان آورده‏اید، اگر از خدا بترسید خداى تعالى برایتان نیروى جداسازى حق از باطل قرار مى‏دهد، و گناهانتان را تکفیر مى‏کند." سوره انفال آیه 29" [.....]».
و نیز فرموده:" فَمَنْ تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ" « پس هر کس عجله کند در دو روز، گناهى بر او نیست." سوره بقره آیه 203"» و نیز فرموده:" إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ" « اگر از کبیره‏هاى گناهانى که از آنها نهى مى‏شوید دورى کنید بدیهایتان را از شما محو مى‏کنیم." سوره نسا آیه 31"».
بلکه بعضى از اعمال گناه را مبدل به حسنه مى‏کند، هم چنان که فرمود: إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ" « مگر کسى که توبه کند، و ایمان آورده عمل صالح انجام دهد، اینان همانهایند که خدا گناهانشان را مبدل به حسنات مى‏کند." سوره فرقان آیه 70"».
در اینجا مساله دیگرى هست که اصل و بنیان آن دو مساله است، و آن این است که ببینیم مکان و زمان این جزا و استحقاق آن کجا و چه وقت است؟ بعضى گفته‏اند: هنگام عمل، بعضى دیگر گفته‏اند: حین مرگ و بعضى دیگر گفته‏اند: عالم آخرت است، بعضى هم گفته‏اند هنگام عمل است به موافات، به این معنا که اگر آن حالى را که در حال عمل داشت تا دم مرگ ادامه ندهد، مستحق جزا نیست مگر آنکه خدا بداند که سرانجام حال او چیست، و بر چه حالى مستقر مى‏شود، در نتیجه، همان جزائى را که در حال عمل مستحق بود برایش نوشته مى‏شود.
صاحبان این اقوال هر یک براى گفته خود استدلال به آیاتى متناسب با آن کرده‏اند، چون بعضى از آیات هستند که مناسب با یکى از این اوقات و منطبق با آن مى‏شود، البته گاهى به وجوه عقلیه‏اى که براى خود ترکیب و تلفیق کرده‏اند استدلال نموده‏اند.
[مساله اصلى در مبحث احباط و تکفیر، زمان و مکان استحقاق جزاى اعمال است‏]
ولى آنچه جا دارد گفته شود: این است که اگر ما در باب ثواب و عقاب و حبط و تکفیر و مسائلى نظیر اینها راه نتیجه اعمال را که در تفسیر آیه:" إِنَّ اللَّهَ لا یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها ..." « سوره بقره آیه 26»، بیان شد پیش بگیریم، لازمه آن راه این است که بگوئیم نفس و جان انسانى ما دام که متعلق به بدن است جوهرى است داراى تحول که قابلیت تحول را هم در ذات خود دارد، و هم در آثار ذاتش، یعنى آن صورتهایى که از او صادر مى‏شود، و نتایج و آثار سعیده و شقیه قائم به آن صورتها است.
بنا بر این وقتى حسنه‏اى از انسان صادر مى‏شود، در ذاتش صورت معنویه‏اى پیدا مى‏شود، که مقتضى آن است که متصف به صفت ثواب شود، و چون گناهى از او سر مى‏زند صورت معنویه دیگرى در او پیدا مى‏شود که صورت عقاب قائم بدان است، چیزى که هست ذات انسان از آنجایى که گفتیم متحول و از نظر حسنات و سیئاتى که از او سر مى‏زند در تغیر است، لذا ممکن است صورتى که در حال حاضر به خود گرفته مبدل به صورتى مخالف آن شود، این است وضع نفس آدمى، و همواره در معرض این دگرگونى هست تا مرگش فرا رسد، یعنى نفس از بدن جدا گشته، از حرکت و تحول (حرکت از استعداد به فعلیت و تحول از صورتى به صورتى دیگر) بایستد.
در این هنگام است که صورتى و آثارى ثابت دارد، ثابت یعنى اینکه دیگر تحول و دگرگونگى نمى‏پذیرد، مگر از ناحیه خداى تعالى، یا به آمرزش و یا شفاعت به آن نحوى که در سابق بیان کردیم.
و همچنین اگر در مساله ثواب و عقاب مسلک مجازات را به آن جور که در گذشته بیان کردیم اختیار کنیم، در آن صورت حال انسان از جهت به دست آوردن حسنه و سیئه و اطاعت و معصیت نسبت به تکالیف الهیه و ترتب ثواب و عقاب بر آنها حال یک انسان اجتماعى از جهت تکالیف اجتماعى و ترتب مدح و ذم بر آنها خواهد بود.
و ما مى‏بینیم عقلا به مجرد اینکه فعلى از فاعلش سرزد، اگر فعل خوبى باشد شروع مى‏کنند به مدح او، و اگر بد باشد مى‏پردازند به مذمت و ملامتش ولى این معنا را هم در نظر دارند که مدح و ذمشان دائمى نمى‏تواند باشد، چون ممکن است به خاطر عوض شدن فاعل عوض شود، آنکه فعلا مستحق مدح است در آینده مستحق مذمت و آنکه فعلا مستحق مذمت است در آینده مستحق مدح شود.
پس عقلا هم هر چند مدح و ذم فاعل را به محض صدور فعل از فاعل بکار مى‏زنند، و لیکن بقاى آن دو را مشروط به این مى‏دانند که فاعل عملى بر خلاف آنچه کرده بود نکند، و تنها کسى را مستحق مدح ابدى و یا مذمت همیشگى مى‏دانند، که یقین کنند وضع او عوض نمى‏شود، و این یقین وقتى حاصل مى‏شود که فاعل دستش از عمل کوتاه شود، یا به اینکه بمیرد و یا حد اقل دیگر استعداد زنده ماندن نداشته باشد، چنین کسى را اگر فاعل عمل نیکى بوده مستحق ستایش دائمى، و اگر مرتکب جنایتى شده سزاوار مذمت دائمى مى‏دانند.
[قول صحیح در مساله احباط و تکفیر با توجه به مساله زمان و مکان استحقاق جزا]
از اینجا معلوم شد که همه آن اقوالى که در مسائل نامبرده نقل کردیم، اقوالى باطل و منحرف از حق بود، براى اینکه بناى بحث را بر اساسى گذاشته بودند که اساسى و درست نبود. و معلوم شد که اولا حق مطلب این است که انسان به مجرد اینکه عملى را انجام داد مستحق ثواب و یا عقاب مى‏شود، و لیکن این استحقاقش دائمى نیست، ممکن است دستخوش دگرگونى بشود، و وقتى از معرض دگرگونى در مى‏آید که دیگر عملى از او صادر نشود، یعنى بمیرد.
و ثانیا در مساله حبط شدن به وسیله کفر و امثال آن، حق این است که حبط هم نظیر استحقاق اجر است، که به مجرد ارتکاب گناه مى‏آید، ولى همواره در معرض دگرگونى هست تا روزى که صاحبش بمیرد، آن وقت یک طرفى مى‏شود.
و ثالثا حبط همانطور که در اعمال اخروى هست در اعمال دنیوى هم جریان مى‏یابد.
و رابعا فرض تحابط یعنى حبط طرفینى در اعمال، و اینکه یک عمل عمل دیگر را حبط کند، و دومى هم اولى را حبط کند، فرضیه‏اى است باطل، به خلاف تکفیر و امثال آن.
گفتارى پیرامون احکام اعمال از حیث جزا
[اشاره به اعمال نیک و بدى که به انحاء مختلف در یکدیگر اثر مى‏گذارند]
یکى از احکام اعمال آدمى این است که پاره‏اى از گناهان حسنات دنیا و آخرت را حبط مى‏کند، مانند ارتداد که آیه شریفه:" وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ ..." آن را باعث حبط اعمال در دنیا و آخرت معرفى کرده، و یکى دیگر کفر است کفر به آیات خدا و عناد به خرج دادن نسبت به آنکه آن نیز به حکم آیه:" إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ، وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ، أُولئِکَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ" « سوره آل عمران آیه 32 » باعث حبط اعمال در دنیا و آخرت است.
و همچنین در مقابل آن دو گناه بعضى از اطاعتها و اعمال نیک هست، که اثر گناهان را هم در دنیا محو مى‏کند و هم در آخرت، مانند اسلام و توبه، به دلیل آیه شریفه:" قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ، لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ، وَ أَنِیبُوا إِلى‏ رَبِّکُمْ، وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ الْعَذابُ، ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ، وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ"." « بگو اى بندگان من که بر نفس خود ستم کردید، از رحمت خدا مایوس مشوید، که خدا همه گناهان راى مى‏آمرزد، چون که او آمرزگار رحیم است، و به سوى پروردگارتان برگردید، و تسلیمش شوید، قبل از آنکه عذاب به سراغتان آید، و آن وقت یارى نشوید، و بهترین آنچه از ناحیه پروردگارتان به سویتان نازل شده پیروى کنید." سوره زمر آیه 55"»
و آیه شریفه:" فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقى‏، وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى‏" « پس هر کس هدایتم راى پیروى کند نه گمراه مى‏شود و نه بدبخت، و هر کس از یاد من اعراض کند معیشتى تنگ خواهد داشت و روز قیامت هم او راى کور محشور مى‏کنیم." سوره طه آیه 124"».
و نیز بعضى از گناهان است که بعضى از حسنات را حبط مى‏کند مانند دشمنى با رسول خدا ص که به حکم آیه شریفه:" إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدى‏ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً، وَ سَیُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ، یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَکُمْ" « به درستى آنان که کافر شدند، و از راه خدا جلوگیرى کردند، و با رسول دشمنى ورزیدند آنهم بعد از آنکه راه هدایت برایشان روشن شد، هرگز هیچ ضررى به خدا نمى‏زنند، و به زودى اعمال خودشان حبط مى‏شود، هان اى کسانى که ایمان آورده‏اید خدا راى و نیز رسول راى اطاعت کنید، و اعمال خود راى باطل مسازید." سوره محمد آیه 33"» باعث حبط بعضى از حسنات مى‏شود، چون مقابله میان دو آیه اقتضا مى‏کند که امر به اطاعت از رسول در مقابل و به معناى نهى از مشاقه با رسول بوده.
و نیز ابطال در آیه دوم معناى حبط در آیه اول باشد.
و نیز مانند صدا بلند کردن در حضور رسول خدا ص که به حکم آیه شریفه" یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ. وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ"« هان اى کسانى که ایمان آورده‏اید صدایتان راى بلندتر از صداى پیامبر در نیاورید، آن طور که با یکدیگر داد و فریاد مى‏کنید، و زنهار مواظب باشید با این رفتار اعمالتان ندانسته حبط نشود." سوره حجرات آیه 2"».
و نیز بعضى از کارهاى نیک است که اثر بعضى از گناهان را از بین مى‏برد مانند نمازهاى واجب که به حکم آیه شریفه:" وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ، وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ، إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ". « نماز راى در دو طرف روز و پاره‏اى از شب بپا دار که حسنات سیئات راى از بین مى‏برد." سوره هود آیه 115"» باعث محو سیئات مى‏گردد و مانند حج که به حکم آیه شریفه:
" فَمَنْ تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ، وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ" « کسى که دو روز زودتر و یا دیرتر برگردد گناهى بر او نیست." سوره بقره آیه 203"».
و نیز مانند اجتناب از گناهان کبیره که به حکم آیه شریفه:" إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ" « اگر از گناهان کبیره‏اى که از آن نهى شده‏اید اجتناب کنید ما سیئات شما راى محو مى‏کنیم.
" سوره نسا آیه 30"
» باعث محو سیئات مى‏شود، و نیز به حکم آیه شریفه:" الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ، إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ" « کسانى که از گناهان کبیره و فواحش اجتناب مى‏کنند، و تنها جرمشان گناهان کوچک است خدا آنان راى مى‏آمرزد، چون پروردگار تو آمرزشى وسیع دارد." سوره نجم آیه 32"» باعث محو اثر گناهان کوچک مى‏شود.
و نیز بعضى از گناهان است که حسنات صاحبش را به دیگران منتقل مى‏کند، مانند قتل که خداى تعالى در باره‏اش فرموده:" إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ" « من مى‏خواهم که تو با کشتن من گناهان خودت و گناهان مرا به دوش بگیرى." سوره مائده، آیه 34" [.....]» و این معنا در باره غیبت و بهتان و گناهانى دیگر در روایات وارده از رسول خدا و ائمه اهل بیت ع نقل شده، و همچنین بعضى از طاعتها هست که گناهان صاحبش را به غیر منتقل مى‏سازد، که بزودى خواهد آمد.
و نیز بعضى از گناهان است که مثل سیئات غیر را به انسان منتقل مى‏کند، نه عین آن را، مانند گمراه کردن مردم که به حکم آیه:
" لِیَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ کامِلَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ" « تا تمامى وبال گناهان خود را و پاره‏اى از گناهان کسانى را که بدون دلیل گمراه کرده‏اند در روز قیامت به دوش بکشند." سوره نحل آیه 35"».
و نیز فرموده:" وَ لَیَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ"» حتما وزر و وبالهاى خود را با وزرهایى دیگر به دوش خواهند کشید." سوره عنکبوت آیه 13"
و همچنین بعضى از اطاعتها هست که مثل حسنات دیگران را به انسان منتقل مى‏کند، نه عین آنها را، و قرآن در این باره فرموده:" وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ" « آنچه خود کردند مى‏نویسیم، و آنچه اثر نیک هم باقى گذاشتند مى‏نویسیم." سوره یس، آیه 12"».
باز پاره‏اى از گناهان است که باعث دو چندان شدن عذاب مى‏شود، و قرآن در این باره فرموده:" إِذاً لَأَذَقْناکَ ضِعْفَ الْحَیاةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ" « آن گاه دو برابر در زندگى و دو برابر در مرگ عذابت مى‏چشاندیم." سوره اسرا آیه 75"» و نیز فرموده:" یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ" « عذاب او دو برابر خواهد شد." سوره احزاب آیه 30"».
و همچنین پاره‏اى از طاعتها هست که باعث دو چندان شدن ثواب مى‏شود، مانند انفاق در راه خدا که در باره‏اش فرموده:" مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ" « مثل کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند مانند دانه‏اى است که هفت سنبله مى‏دهد، و در هر سنبله صد دانه مى‏آورد." سوره بقره آیه 251"».
و نظیر این تعبیر در دو آیه زیر آمده:" أُولئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ" « اینان اجرشان را دو بار مى‏گیرند." سوره قصص آیه 54"»" یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ، وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ، وَ یَغْفِرْ لَکُمْ" « خدا از رحمت خود دو چندان به شما مى‏دهد، و برایتان نورى قرار مى‏دهد تا با آن نور مشى کنید، و شما را مى‏آمرزد." سوره حدید آیه 28"».
علاوه بر اینکه به حکم آیه شریفه" مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها" « هر کس عمل خیرى کند ده برابر مثل آن را خواهد داشت." سوره انعام آیه 160"» بطور کلى کارهاى نیک پاداش مکرر دارد.
و نیز پاره‏اى از حسنات هست که سیئات را مبدل به حسنات مى‏کند، و خداى تعالى در این باره فرموده:" إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ" .
و نیز پاره‏اى از حسنات است که باعث مى‏شود نظیرش عاید دیگرى هم بشود، و در این باره فرموده:" وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ بِإِیمانٍ، أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ، کُلُّ امْرِئٍ بِما کَسَبَ رَهِینٌ" .
ممکن است اگر در قرآن بگردیم نظیر این معنا را در گناهان نیز پیدا کنیم، مانند ظلم به ایتام مردم، که باعث مى‏شود فرزند خود انسان یتیم شود، و نظیر آن ستم در فرزندان ستمگر جریان یابد، که در این باره مى‏فرماید:" وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ" .
و باز پاره‏اى حسنات است که سیئات صاحبش را به دیگرى و حسنات آن دیگرى را به وى مى‏دهد هم چنان که پاره‏اى از سیئات است که حسنات صاحبش را به دیگرى و سیئات دیگرى را به او مى‏دهد، و این از عجایب امر جزا و استحقاق است، که ان شاء اللَّه بحث پیرامون آن در ذیل آیه شریفه:" لِیَمِیزَ اللَّهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ، وَ یَجْعَلَ الْخَبِیثَ بَعْضَهُ عَلى‏ بَعْضٍ، فَیَرْکُمَهُ جَمِیعاً، فَیَجْعَلَهُ فِی جَهَنَّمَ"  و در موارد همه این آیاتى که دیدید روایات بسیار متنوعى وارد شده است.
بخوان دعای فرج را و از خدا بطلب                   وجود نازکش ایمن ز هر خطر گردد
بخوان دعای فرج را کنار پرده اشک                که دانه دانه اشکت در و گوهر گردد
بخوان دعای فرج را که یار می آید                  اگر دلت زره اشتباه برگردد
بخوان دعای فرج را و پیشه تقوا کن               که دست لطف خدا با تو همسفر گردد
بخوان دعای فرج را که رد نخواهد شد            اگر که ناله و اشک تو بیشتر گردد
بخوان دعای فرج را که حل مشکلهاست         اگر که چشم و دل تو خدا نگر گردد
بخوان دعای فرج را،ولی بدون عمل               گمان مکن که دعای تو کارگر گردد
بخوان دعای فرج را خدا کند آید                   که روضه خوان غریبی و میخ در گردد
دوباره جمعه و ندبه دوباره باید گفت              بخوان دعای فرج را که یار برگردد

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0 نظر
captcha